بدون شرح
پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا حباب رو آب ديد ...
سلام
آخر هفته کاریمه .يه كم خستم .تایم کوچیکی گیر آوردم
و اينو براتون نوشتم....
HAVE GOOD WEEKEND
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۲:۰ ب.ظ توسط سامرند
|
سلام