تبليغاتX
مهندسي مکانیک و دانستنیهای جالب - گفتگو با خدا


مهندسي مکانیک و دانستنیهای جالب

وبلاگ دانستنیهای جالب برای همه و مهندسی مکانیک

 

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

 

 

ای سرنوشت ، مرد نبردت منم بيا
زخمی دگر بزن كه نيفتاده‌ام هنوز

...

 

اگر تنهاترین تنهایان جهان باشم خدا با من است
او جانشین همهء نداشتنهای من است
«   دکتر علی شریعتی»

 

S.A.M.R.A.N.D

نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:25 قبل از ظهر توسط سامرند| |


Design By : Night Skin